أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
26
قانون ( فارسى )
در اينباره ويژگى دارد . دارچين با سركه و با سكبينه خوب است . گند بيدستر خاصيت پادزهرى افيون را دارد . فلفل با شراب ، فلفل با اسكنجبين و مرزه و فيجن و نمك ، روغن گل با سركه ، روغن گل با عسل و سير و گردو همگى در علاج مسموم شده از افيون خوبند . داروهاى تركيبى زير را به افيون خوردهء مسموم شده بخورانند بسيار پادزهر خوبى است . نسخه : صمغ انگدان ، ثمر سرو كوهى ، گند بيدستر و فلفل از هريك يك جزء متساوى . همه را باهم در عسل بسرشند و مسموم به اندازهء يك عدد زالزالك درشت تا اندازهء يك گردو بخورد . به وزن يك مثقال صمغ انگدان را در بيست و پنج درهم شراب ريحانى ( خوشبو ) بريزند و بخورند . بارها تجربه شده است كه بيمار را از شر افيون نجات داده است . اگر بعد از احساس مسموميت شراب كهنه به حد زياد بخورند بسيار خوب است و نتيجهء شگفتآور دارد و بويژه اگر شراب ريحانى و كممايه باشد و مادهء آبكى در آن زياد باشد و دارچين هم در آن مخلوط باشد . ترياق ، شجرينا و مثروديطوس با شراب بخورند همگى پادزهرهاى خوب هستند . بايد بيمار وسيله كندس و امثال كندس به عطسه كردن درآيد تا مغزش از عطسه كردن بجنبد - كه اين هم خود يكى از علاجهاى خوب است - و بايد موهاى او را برچينند و بركنند و نگذارند بخوابد . بايد روغنهاى گرممزاج و گرمىبخش بر بدنش بمالند از قبيل : روغن كوشنه و روغن سوسن . گندبيدستر بوكند ، سك و امثال سك بو كند ، در آبزن پر از آب گرم بنشيند كه از تشنج دور باشد و خارش بدن شدت نيابد . آبگوشت چرب ، و بويژه مخ حيوانات و پيه با غذايش باشند . 2 - تاتوره ( جوزماثل ) كسى كه از خوردن تاتوره مسموم مىشود ، علامت مسموم شدنش بدين قرار است : سرش گيج مىرود ، چشمانش سرخ مىشوند و تم پيش چشم مىآيد ، مست مانند است و خوابآلود مىشود . كسى كه به وزن يك مثقال تاتوره بخورد ، در همان روز مىميرد . و بويژه تاتورهء هندى كشندهتر است . كمى قبل از مرگ عرق سرد مىكند و نفسش سرد مىشود . اگر كسى كمتر از نيم درهم تاتوره بخورد ، خوابآلود مىشود و مست مىگردد . مگر بسيار كمبنيه باشد و گرنه سبب مرگ نمىشود . علاج بهترين علاج مسموم از تاتوره قى كردن وسيلهء آب و بورهء قرمز و روغن معمولى و روغن گرفته از پيه است ؛ كه با خوردن روغن و چربى ، شراب زياد با فلفل و عاقرقرحا و ثمر غار و دارچين و گند بيدستر بخورد . دست و پايش را در آب گرم فرو كند ، وسيلهء پارچهاى بدنش گرم شود و